نا گاه

کنار چشمم جاری می شود

 

به هرم نفس های تب دارم

بخار می شود

 

بيهوده وقت

ورق ميخورد

 

کنار ماه محض

سرريز نفس های مدام می شوم

 

جان ميکنم

پشت حصار عصر

 

 

صورتم

ديواری خيس

از خون تازه است ...

 

 

 شنبه ۱۰ تير . ساعت ۲۳:۲۶

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاوه

قشنگ بود، و رنگِ قرمز هم تاثير گذار است.

صورتم ديواری خيس از خون تازه است ...

جان ميکنم پشت حصار عصر

گنجشک خسته جنگلهای امريکای جنوبی

مگ مگ

گلدمند

جيک جيک

آشوب

خوب گفتی ... نمی تونم چيز ديگه ای بگم ... پايدار مانی

لوتوس

بيهوده تر از ورق خوردن وقت من بُر ميخورم بين اشک و هيچ های دستانم