من اینم – از خودم درست شنیدی

شنیدی ؟

چیز بیشتری نیست

فقط بیشتر از بعضی وقتها

فکر میکنم

و با همان چشمهای همیشه نگاه میکنم

به سر زمین خودم فکر میکنم

به تو

به این نوشته ها

با این جغرافیای عجیبش

وبا این تاریخ پشت سر

چند قرن پیش ؟

و پیش رو چقدر ؟

بالا تر از سیاهی امشب

رنگی هست

اما هنور خواب هایت را سیر ندیده

خروس تمام آوازهایش را زنگ میزند

پشت کدام گوش بیاندازم بهتر است ؟

امشب

هرچه میروم

نمی رسم

جز  به  به جز  تو

بیا !

وقت گل نی شده ...

دی ۸۵

 

 

 

 

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بيتا

نميرسم جز < به تو <امشب < هی هرچه ميروم وقتی اينهمه ساعت از گلهای نی هم گذشته است .... هی نازنين بانويم< چقدر خوب است شاعرانه هايت ...چقدر خوب ...

گلچين شعر

- گلچین شعر - را با عاشقانه ترین و زیباترین وبلاگها ، همین روزها گشوده ام و به تدریج بر این شمار ، خواهم افزود ... مطمئن هستم تو نیز خواهی پسندید . اگر ممکنه لینکم را در وبلاگ زیبایت بگذار . در انتظار سرانگشتهای مهربانت هستم . بدرود نازنبن !

کاوه

تاريخ گذشته‌ي سرزمين‌مان که پر از جنگ و تجاوز بوده، تاريخِ پيش‌رو را هم .... شرمنده‌ام!

قوی سپيد

آری گفته بودی:من اینم من شنیدم نه اما از تو درست از شعرهایت شنیدم که آیئنه خواهد شکست و آب می گذرد روزها با رنگ مبهم چشمانم به سرزمین بی انتهایت خیره شدم و شبها به آواز بوف کور که تو جنگل ذهنم بود گوش سپردم در رویا هایم به تلخی شکر فکر کردم و به نوشته های شکر تلخ نیز من بسترم صدف خالی یک تنهایی بود و شعرهایت زینت بخش آن لحظات را گذراندم تا با تو بگویم: تا بدانی! اگر در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هر چی بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد. اما هیچ نگفتم افسوس! افسوس! هرجه رفتم نرسیدم آیینه شکست و آب گذشت گل نی هم پژمرد.

بيتا

دلم هميشه شعرهايت را تنگ ميشود بانوجان ...

بيتا

جز به جز در خودم < از خودم تمام ميشوم بانو ي ماه ... کجا نشسته ای اينهمه سکوت ات را خانم...

بيتا

دلم میخواهد با تمام افتخار تو را به بازی يلدا دعوت کنم ادرس پستی ات نداشتم اما ببخش بانو که ايجا مطرح کردم :)