از فکرهای باتو

 

 

برای دهان من

ديگر

سکوت حرف بزرگی است

می گويم

از خواب های سير نديده ام

تا خواب هايی که برايم نديده ای ...

وانمود ميکنم شاعرم

تو هم وانمود کن نمی خندی!

سی سال ديگر

اگر دوباره ببينی ام

همان قدر کودکم

که حالا فکر ميکنی .

کاش با باران پايين بيايی

يا من با طنابی از ماه

بالا بروم

 

امشب چندم ماه است؟

 

 

 

 جمعه، ۲۰ آبان ۱۳۸۴، ساعت ۸:۲۸ 

/ 32 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
rose

موفق باشيد.

مجهول

واقعا کاش با باران پايين می آمدی .

مجهول

مرا بی آنکه بدانی از تو جدا کردند و تو بی آنکه بدانی از من جدا شدی حال ما جدای از هم زندگی می کنيم باور نمی کنم تويی که هميشه در فکرم بودی حال فقط وقتی پشت کامپيوترم می شينم به ياد تو می افتم . اين ظلم بزرگيست که به من روا شده.من بايد حداقل در فکرم تو را داشته باشم.قبول کن سهم کوچکيست

زن متولد ۱۳۵۷

salam chashm edame midam .............gofty banoo ehsas kardam ye zane panjaah sale hastam ;-) in sheraye akharit ro hamasho khondam mese hamishe ghashang va tamol barangiz hastan ............movafagh bashy...............si sale dige mibinamet :-)

bacchus

چه کار داری چندم ماه است! تو پله هايت را بگير و بيا بالا....

مرجان

سلام٬ببخشيد می شه بگين اين آهنگی که رو وبلاگتون گذاشتين اسمش چيه و از کيه؟

عسل

حتی بدون آهنگ حس عجیبی از نوشته هاتون بهم میرسه.آرام ساکت صبور پر از حرفهایی برای نگفتن و خیلی توصیف هایی که واقعا نمی تونم آسون بگم.نوشته هات برام مثل نفس گرفتنه موقع دویدن. خوشحالم که می خونمشون.

ملکه سبا

تفسیر نمی کنم .. نقد نمی کنم .. شاید ، حرفی هم نزنم .. قلم اَت جاودان !