من کیستم؟

.

من((دوشیزه مکرمه)) هستم، وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند

 

توی دلم آب می شود.

 

من((مرحومه مغفوره)) هستم، وقتی زیر یک سنگ سیاه گرانیت قشنگ  خوابیده

 

ام واحتمالاً هیچ خوابی نمی بینم .

 

من ((والده مکرمه)) هستم، وقتی اعضای هیات مدیره شرکتپسرم برای  

 

خودشیرینی، 20 آ گهی تسلیت در 20 روزنامه معتبر چاپ می کنند .

 

من ((همسری مهربان و مادری فداکار)) هستم، وقتی شوهرمبرای اثباتوفاداری

 

اش  البته تا چهلم- آگهی وفات مرا در صفحه اول پرتیراژترین روزنامه  شهر به

 

چاپمی رساند .

 

من((زوجه)) هستم، وقتی شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به  حکم

 

قاضیدادگاه خانواده قبول می کند به من و دختر شش ساله امماهیانهفقط بیست

 

و پنج هزار تومان  بدهد .

 

من ((سرپرست خانوار)) هستم، وقتی شوهرم چهار سال پیش باکامیونقراضه

 

اش ازگردنه حیران رد نشد و برای همیشه در ته دره خوابید

 

  من((خوشگله)) هستم، وقتی پسرهای جوان محله زیر تیر چراغ برقوقت شان

 

 

رابیهودهمی گذرانند.

 

من ((مجید)) هستم، وقتی در ایستگاه چراغ برق، اتوبوس خطواحد می ایستدو

 

شوهرم مرااز پیاده رو مقابل صدا می زند.

 

/ 27 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هشت پر

اگه کسی چشمات رو ببینه. باید کمند صدات کنه

درد من

واقعا زیبا نوشتی بارها و بارها خواندمت و سیر نشدم

تا حالا کسی به این زیبایی توصیفم نکرده بود!!! مرسی

مونت

موفق باشی.

پگاه

محشر بود. آفرين. واقعا آفرين. به نوشته ات لينك دادم.

احسان

شما خانوم سرکار مصیبی هستید از بینظیر ترین آدمایی که می شد هیچ وقت ببینم

هرکه هستم یک زنم

الحق که همینه

E.J

هیوا جونم این مطلبت عاللللللللللی بود فوووق العاده

setare

واقعا زیبا بود.لذت بردم

setare

و فکر نکنم هیچکس بعد از خوندنش مثل من اشک ریخته باشه