تکرار هر سال تو

 

پشت انبوه برگها

و اين هواي متعفن تير ماه

ابرها بر منظر بي گناهي تو شهادت نداده اند

تنها زخمهاي ريخته بر خاك را

پاك ميكند

مادر

در دنج ترين پستوي گلو

زخم پدر را نهان مي كند

و من

براي كمي در دوردست عمر

پيراهن خونينش را تا مي كنم

 

 

 

 چهارشنبه، 22 تير 1384، ساعت 23:2 

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرگشته

دلم گرفت ...خاطرات تلخی برايم زنده شد...يادش گرامی

meysam

نمی دونم چرا خوشم اومد از این کارها/لابد قشنگ هستند

masoud

می خواستم چيزی بگم...اما دهنم بسته موند...اين بهتره.....

LITERAMODE

پشت انبوه برگها و اين هواي متعفن تير ماه در دنج ترين پستوي گلو براي كمي در دوردست عمر و زخمهای ريخته بر خاک .... سلام بر حجم سنگين و مطرود سايگان اندوه....

کاوه

«مادر / در دنج ترين پستوي گلو / زخم پدر را نهان مي كند» چه زیباست این قسمت (و البته کل شعر)

علی سعادت

عصب تلخی در دوردست سرم تير ميکشد ... باز هم که نميدانم امروز چند شنبه است چند شنبه است ...

امیر مهاجر

عجب شعر نابی! مادر / در دنج ترين پستوي گلو / زخم پدر را نهان مي كند/ . ممنون عزیز