تو آخرين نقطه ی زميني

 

 

رفتن تو از آمدن من

مثل رفتن تو  از خودت

                            زيباست

وقتی که تکه های آمدنم

در رفتن تکه های تو می ماند

مثل تو

مثل شکستن من

                          زيباست .

 

 

 

 چهارشنبه، ۲شهريور ۱۳۸۴، ساعت ۰۰:۰۰ 

/ 11 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
saba nasim

تو هرجور بيايی زيباست و من هرجوردر تو بمانم برايم زيباتری ...

ماندگار

رفتن تو/ و آمدن من / هردو رفتنيست / آنچه ميماند / تکه های تن من است / که رد پای زيبای شکستن را / از گذشته تا به حال /در جاده ای که ميروی بر جای میگذارد

سرگشته

با او ! بی او !/ باخويشتن نشستن ودرخويشتن شکستن

LITERAMODE

حتی اگر در احتیاط زیبایی لحظه ها >شکستن مقدر نباشد تو زیباترین باش ...راستی من ميتوانم در تصليب چشمهايم هم پرواز پرستو ببينم...

یه نفر دیگه

ولی چشم که مي بندم چه ؟ چشم که مي بندم و دستانم پر از انگشتان تو که نمي شود ... چی دارم ميگم ! شدم مثل آدمهايی که مجبورند داد بزنند : آه من بسيار خوش.........شعرتان خوب بود و من ...خواندم

پسرک

تکه تکه تکه...یه چیزی مثل یه دلو پر آب اینجا شکسته...قطره هاش رو همه جا می بینم, تکه هاش رو می تونم بشمرم...لمس سر رفتن جمله ی آخر یه شعر از آخرین نقطه ی دنیا...دور از تپش قلبهای گناهکاری که شعر نمی فهمند.