يوسفی که لب نزدم

باران شروع کرده

می گویند این یعنی درهای آسمان باز است

تهران سرد است و نا امن

به فرشته هایت بگو

اگر فرود می آیند

حتما لباس گرم بپوشند

 

میدانی

هیچ چیز عوض نشده

من هنوز همان گرگم

که از طعم یوسف

تنها تهمتی نصیبم شد

و خون نچشیده ی بره

به پوزه ام

 

من همان گرگم

هنوز

مست

با همان زوزه های بد مستی

گرگی که یوسف را که نه

که حسرت تورا می خورد

 

بعد از این

پاسبان رمه هایی که از نیل می نوشند

منم....

 

/ 20 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکرتلخ

آهنگ موزيک متن فيلم (( آبی )) هست . ساخته کيشلوفسکی

آبی ساده

علاوه بر نوشته هات عاشق اين موزيک متنتم! چرا دير به دير آپ می کنی؟

عسل

سال نو مبارک بانو. منتظر شعر جدیدم.بهار شده .بدو.

la reina

گرگی که فداکارانه پاسبان رمه های نيل ميشود...

واقعا تلخه!

bacchus

من همان گرگم هنوز مست با همان زوزه های بد مستی گرگی که یوسف را که نه که حسرت تورا می خورد ..........

ارزو

فوق العاده ای تو.....فوق العاده....

ارزو

خیلی عالی وتکان دهنده بود....